این پست رو از فرودگاه استانبول می نویسم. در حال حاضر اینترنت فری ندارم و فقط می نویسم که در آینده ای نزدیک انتشار یابد.
بلندگو دائما داره یه سری اطلاعات رو به دو زبان ترکی و انگلیسی (البته با لهجه ترکی) به مسافران اعلام میکنه. اگر گذرتون به فرودگاه استانبول افتاد سعی کنید به فرودگاه بین المللی امام فکر نکنید چون احساس حقارت و عقب ماندگی خفه تان خواهد کرد. فرودگاهی با سالنهای مختلف و شماره گیتهایی از 100 تا 500!! با تجهیزاتی که عمرا در فرودگاه بین المللی خودمان ندیده اید. مسافران نیویورک که از تهران رسیده بودند به صورت تحقیرآمیزی به صف سکیوریتی چک هدایت شدند. الان هم بلندگو اعلام کرد مسافرانی که با پرواز شماره ... از تهران رسیده اند و مقصد آنها لندن می باشد به صف مربوطه جهت چک محترمانه به زبان خوش وارد شوند!!!! با سه ساعت فاصله در کشور همسایه اینقدر تنوع مسافران خارجی به چشم می خوره که آدم بغضش میگیره. دیوتی فری ها را که مقایسه می کنم می خوام با صدای بلند زار بزنم.
صبح که به دستشویی فرودگاه امام رفتم به صورت زنی (دخترکی) که روپوش طوسی پوشیده بود با دقت نگاه کردم پر از غم در قاب طوسی مقنعه به نقطه ای از کاشی های خیس خیره شده بود. چند دقیقه پیش به دستشویی فرودگاه استانبول رفتم و به صورت زن طوسی پوش با موهایی که از پشت بسته بود نگاه کردم، لبخند زد!!!
نیروهای امنیتی (همان انتظامی خودمان) اینجا با لباسهای آبی (این رنگ هم همه جا تا الان که دیدم آبیه و ما برای اینکه مشت محکمی به دهان ابرقدرتها بزنیم و اعلام کنیم زیر بار زور نمی رویم سبز پوششان کرده ایم) از لحاظ تمیزی ظاهر کاملا مشابه همون سبزپوشان پشم و پیلی خودمان هستند و اصلا مو نمی زنند!!! بانو کماندویی هم مشاهده نمی شود که وقیحانه دستش را به تمام شیارهای بدنمان بکشد و با حالتی توهین آمیز و تحکم به چشممان زل بزند و گوشزد کند که شویدهای کلمه مان باعث راست کردن مردان دورو برمان می شود!
مهمانداران پروازهای مختلف با لباسهای فرم متفاوت طول سالن اصلی رو قدم میزنند و کسی به پاهای لختشان و موهای افشانشان و اندام زیبایشان با چشمهای دریده زل نمی زند. در کنار اینان نیز زنانی با روسری هایی رنگی و کاملا پوشیده در آراسته ترین لباس به چشم می خورند که آزادانه به کار خود مشغولند که کسی چیزی به اجبار تحمیلشان نمی کند.
دلم برای دیدن شهرشان پرمی کشد که می دانم پر از مسجد و کبوتر است. پر از اسلام واقعی و به انتخاب!!!
نوبت عبور از گیت رسیده و بند و بساطم را باید جمع کنم تا بعد!!